خرید بک لینک
وقتی دختری تو رو نمی خواد حق نداری بهش بگی دوستت دارم... وقتی دختری به خاطر حیاش نمی خواد با تو حرف بزنه حق نداری بهش بگی دلم برات تنگ شده جوابم رو بده... وقتی دختری میگه دست از سرم بردار حق نداری بهش بگی می خوام دستات رو بگیرم... وقتی دختری میگه این صحبت کردن های ما درست نیست و گناه داره حق نداری بهش بگی می خوام مثل یک دوست کنارت باشم... وقتی دختری به خاطر نجابتش بهت محل نمیذاره حق نداری بهش بگی حتما یکی رو داری.... وقتی قصدت ازدواج نیست حق نداری بگی من گوهری مثل تو رو از دست نمیدم و مدام مزاحم بشی...

برچسب: حق نداری هیچوقت بری,حق نداری باهام حرف نزنی,حق نداری بری,حق نداری اذیتش کنی,حق نداری ناراحت باشی,حق نداری مریض بشی,حق نداری قهر کنی,تو حق نداری ندیم,تو حق نداری عبدالمالکی,تو حق نداری, نویسنده: یاسین کاشانی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 2:52

من با غرورم فقط خودم را بی اندازه بالا بردم و ناگهان بر زمین افتادم...

در این میان به هیچ کس لطمه ای نخورد....

آن پسر هم به سراغ زندگی اش رفت...خودش می گفت من در زندگی ام هر چیز سرجایش است و بعد از چند بار تماس که جوابش را ندادم بی خیال شد...اعتنا نکردن به او هم من را نجات داد هم خودش را...او فقط در یک احساس زودگذر غرق شد و خیلی زود بیرون آمد...

غرور من خودم را له کرد...

برچسب: نویسنده: یاسین کاشانی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 2:52

نمی دیدمش اما می گفت تو اشک من را در آوردی ...غرورم را شکستی .... لهم کردی..... اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود.... می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم.... تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر.... من مغرور بودم اما نه اینکه بخواهم کسی را له کنم..... من مغرور بودم چون خدایم گفته که در برابر نامحرم مغرور باشم.... اما او هزار فکر در باره ی من کرد و در آخر به من تهمت زد..... اکنون چند سال گذشته ....من هنوز او را نبخشیده ام.... نمی خواهم ببخشمش.....برایم فرقی نمی کند درباره من چه فکر کرده و چه فکر خواهد کرد..... اما حاضرم بر این غر

برچسب: نویسنده: یاسین کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 9:56

خدایا من از غرورم خیلی زخم خوردم...احساس می کنم که دیگه بسه ...اشتباه کردم مغرور شدم... اشتباه کردم که یک پسر رو با غرورم له کردم... اشتباه کردم که نسبت به همه احساس برتری کردم... اشتباه کردم که فکر کردم همه من رو دوست دارند... اشتباه کردم که فکر کردم من تو این دنیا سوگلی تو ام... اشتباه کردم خداجونم...ببخش منو..ببخش... دیگه بسه برام... دارم از پا می افتم... دیگه نمی خوام مغرور باشم ... میخوام خودم باشم... همون دختر 5 سال پیش که همه واقعا دوستش داشتن.. دیگه بسه....

برچسب: خدایا خسته شدم,خدايا خسته شدم,خدایا خسته شدم از این زندگی,خدایا خسته شدم کمکم کن,خدایا خسته شدم از تنهایی,خدایا خسته شدم دیگه,خدایا خسته شدم از بی پولی,خدایا خسته شدم از گناه,خدایا خسته شدم از بیکاری,خدایا خسته شدم چیکار کنم؟, نویسنده: یاسین کاشانی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 11:20

صفحه بندی